آرام
بگیر، آرام بگیر، همینطور که میبارد آرام بگیر
![]() |
| Film Socialisme |
آرام بگیر،
آرام بگیر، همینطور که میبارد آرام بگیر. بایست پای پنجره که ببارد، که ببینی،
که میبارد، ببینی قطرههای معطّل روی سیمها، ببینی چکههای مدامِ از لبهی شبهشیروانیِ
رو-به-رو، ببینی میبارند، آرام بگیری همهی این روزهای گذشته را، آرام بگیری صفحهی
اول کتاب را که نوشته است: «از هم گریختیم، بر خط سرنوشت خونابه ریختیم» و پایش
امضای هردوشان هست. آرام بگیری همهی دوستی و همهی آنچه رفت این دو سال را در
همین دستخط اول کتاب. ما از خیلی چیزها حرف نزدهایم، ولی انگار حرف زدهایم.
انگار از پروست زیاد حرف زدهایم برای هم، انگار از خیلی چیزها زیاد حرف زدهایم
برای هم، حالا که مکاننگاریها معنای دیگری دارند، حالا که دیگر آنقدر نیازی نیست
به «توضیح» چشمانداز.
Labels: خود-نویسها
Post a Comment
:*

