بهخاطر پاریستگزاسیترین نوشتهی مجلهی فیلم
میدانید؛ راستش باید حتمن شماره ۴۰۰ مجلهی فیلم را بخرید. راستش و باید و حتمن هم حتمن باید پشت سرهم ردیف شوند. همهی اینها بهخاطر صفحهی ۱۴۴ مجله، بهخاطر پاریستگزاسیترین نوشتهی مجلهی فیلم. بهخاطر اینکه ۱۰-۱۵ یا ۲۰ سال بعد، در وبلاگهاتان بنویسید، یا برای عزیزی بگویید از خاطرهی خواندن ِ «با تراویس جلوی دانشگاه» صفی یزدانیان. بهتر است آنکه برایش مینویسید یا میگویید کوچکتر از شما باشد، دستکم دهسالی کوچکتر باشد. که خاطرهی شما پرتابش کند بهدنیای ناشناختهای که دوست داشته باشد کشف کردنش را، که یک روزی (شاید چند سال بعدتر) وقتی اتفاقی از میان گرد و خاک یک کتابفروشی خیابانانقلابوار یا میان خرت-و-پرتهای برادر و خواهر بزرگتر، شمارهی ۴۰۰ مجلهی فیلم را پیدا کرد یاد شما بیفتد و یاد پاریستگزاس. بعد ورق بزند تا برسد به تراویس جلوی دانشگاه، با هم سلام-و-علیکی بکنند، راستهی خیابان را بگیرند قدمزنان بروند و گپی با هم بزنند.
Labels: حسرتها و خیالها, خود-نویسها, خوشیها و روزها, سینماییها
Post a Comment
خريديم. هنوز نخونديم. شماره سيصدش ولي يه چيز ديگه بود.
البته اينكه درباره الي رو بهتر از آژانس شيشه اي و آتش سبز ميدونن كه كار خيلي خوبي ميكنن. همه حسرت من از اينه كه چرا نفس عميق رو بهترين فيلم سينماي ايران انتخاب نكردن. و چقد محافظه كار و يبسن كه تو فيلماي خارجيشون به جاي گوست داگ و بزرگراه گمشده و در بروژ و آماتور همچنان همشهري كين و اين گروه خشنه.
سينما الان چيزي فراتر از فليني و برگمان و آنتونيوني و ولزه.
شما، قاعدتاً، کتابِ سینما میتواند یک فرشته باشد: ویم وندرس و "پاریس تگزاس" را هم دوست میدارید دیگر؟ آن کتابِ کمورقی که جزء بهترینهای روشنگران است
سلام بامداد
این کامنت در اصل مال پست مربوط "به سلامتی منتقدان ایرانی" است. راستش اینکه این فیلم و نه اون فیلم تو لیست ده تا اومده مسئله من نیست. به خودی خود حتی نشان دهنده هیچ چیز هم نیست.شما می توانی مثلا سام پکین پا رو بیشتر از ازو دوست داشته باشی ولی پشتش دو تا تحلیل عالی در مورد سینمای او نوشته باشی. می دانی نکته اصلی چیه؟ نبود نوشته های خوب و تحلیلهای حسابی پشت این انتخابهاست (وضعیت نوشته هایی که تو این ده ساله مجله فیلم چاپ کرده بهترین گواه است) و گرنه آدمها حق دارن هرچیزی رو که می خوان دوست داشته باشن. این هم یک نکته بدیهی است!ه
;)
این کامنت در اصل مال پست مربوط "به سلامتی منتقدان ایرانی" است. راستش اینکه این فیلم و نه اون فیلم تو لیست ده تا اومده مسئله من نیست. به خودی خود حتی نشان دهنده هیچ چیز هم نیست.شما می توانی مثلا سام پکین پا رو بیشتر از ازو دوست داشته باشی ولی پشتش دو تا تحلیل عالی در مورد سینمای او نوشته باشی. می دانی نکته اصلی چیه؟ نبود نوشته های خوب و تحلیلهای حسابی پشت این انتخابهاست (وضعیت نوشته هایی که تو این ده ساله مجله فیلم چاپ کرده بهترین گواه است) و گرنه آدمها حق دارن هرچیزی رو که می خوان دوست داشته باشن. این هم یک نکته بدیهی است!ه
;)

