چیزی که غالبن جوانیمان را پای فهمیدناش میدهیم این است که برای درک یک موضوع، چشم کافی نیست و نوعی کالای تجملی به نام شعور هم لازم است.
سعید عقیقی
سعید عقیقی
Post a Comment
besme i ta'ala
baradare gerami in feed eto ye khaki saresh biar
doos daram peigiret basham
baradare gerami in feed eto ye khaki saresh biar
doos daram peigiret basham
حیف نیست آدم جوانیشو پای این چیزا حروم کنه؟
مانوئل کاستلز در کتاب عصر اطلاعات( جلد دوم قدرت وهویت ، ترجمه ی حسن چاوشیان، نشر طرح نو،چ1 ، 1380) وقتی در فصل بهشت اشتراکی : هویت و معنا در جامعه ی شبکه ای به شرح انواع بنیاد گرایی اسلامی و مسیحی می پردازد در مورد ایران می نویسد:
رادیکالیزه شدن حکومت اسلامی ، پس از تهاجم عراق در 1380و جنگ بی رحمانه ی متعاقب آن،به تصفیه شدن جامعه و تاسیس دادگاههای دینی ویژه ای انجامید که اعمال ملحدانه ای نظیر« زنای محصنه،همجنس خواهی ،قمار، نفاق،هواداری از ملحدان ومنافقان، وخیانت» را سرکوب کرد.از این پس بود که هزاران مورد حبس ، شلاق زنی ، واعدام به دلایل مختلف، به وقوع پیوست. دوره ای از وحشت ،که به خصوص متوجه منتقدان چپ بود وباعث تکمیل آخرین حلقه ی بنیاد گرایی در ایران شد.
بعد در ادامه از قول خسرو خاور می نویسد:
وقتی برنامه ی برساختن افرادی که در مدرنیته کاملن مشارکت داشته باشند، بیهودگی خود را در تجربه ی عملی زندگی روزمره آشکار می سازد، خشونت به تنها شکل ابراز وجود و اثبات خود برای سوژه های جدید بدل می شود . . . بنابراین جمعیت نو به جمعیتی مرده تبدیل می شود ، طرد از مدرنیته معنایی دینی می یابد : به این اعتبار قربانی کردن خود ، به صورت راهی برای مبارزه علیه طرد در می آید.
از رهگذر نفی طرد[اجتماعی]، حتی به شکل افراطی قربانی کردن خود، هویت اسلامی جدیدی در فرایند تاریخی برپا داشتن امت یعنی بهشت برادری مومنین حقیقی، شکل می گیرد.
. . . آن قربانیان عمر من و همنسلان سوخته ام است که در انتظار اکسیژن خالص به خاطره ی جمعیت مرده تبدیل شدند.مگر خيابان اين ميخانه ي ابدي كاري بكند.
رادیکالیزه شدن حکومت اسلامی ، پس از تهاجم عراق در 1380و جنگ بی رحمانه ی متعاقب آن،به تصفیه شدن جامعه و تاسیس دادگاههای دینی ویژه ای انجامید که اعمال ملحدانه ای نظیر« زنای محصنه،همجنس خواهی ،قمار، نفاق،هواداری از ملحدان ومنافقان، وخیانت» را سرکوب کرد.از این پس بود که هزاران مورد حبس ، شلاق زنی ، واعدام به دلایل مختلف، به وقوع پیوست. دوره ای از وحشت ،که به خصوص متوجه منتقدان چپ بود وباعث تکمیل آخرین حلقه ی بنیاد گرایی در ایران شد.
بعد در ادامه از قول خسرو خاور می نویسد:
وقتی برنامه ی برساختن افرادی که در مدرنیته کاملن مشارکت داشته باشند، بیهودگی خود را در تجربه ی عملی زندگی روزمره آشکار می سازد، خشونت به تنها شکل ابراز وجود و اثبات خود برای سوژه های جدید بدل می شود . . . بنابراین جمعیت نو به جمعیتی مرده تبدیل می شود ، طرد از مدرنیته معنایی دینی می یابد : به این اعتبار قربانی کردن خود ، به صورت راهی برای مبارزه علیه طرد در می آید.
از رهگذر نفی طرد[اجتماعی]، حتی به شکل افراطی قربانی کردن خود، هویت اسلامی جدیدی در فرایند تاریخی برپا داشتن امت یعنی بهشت برادری مومنین حقیقی، شکل می گیرد.
. . . آن قربانیان عمر من و همنسلان سوخته ام است که در انتظار اکسیژن خالص به خاطره ی جمعیت مرده تبدیل شدند.مگر خيابان اين ميخانه ي ابدي كاري بكند.
دوست خوبم سلام . اگه امکان داره لطف کنید کد روبان سیاهی که در گوشه وبلاگتون گذاشتید برای من هم بفرستید تا من هم استفاده کنم . ممنون .
شعور ديگه در حكم كيمياست.راستي شعور اكتسابيه؟ذاتيه؟چيه؟
اِ ... ؟! :دی
(الان این هم ینی چرا یه همچین فکری میکردی، هم ینی تعجبم کردم)
(الان این هم ینی چرا یه همچین فکری میکردی، هم ینی تعجبم کردم)
ها... تلهپاتی و اینا. من گمون کردم این گودرتون پیشرفت کرده، قبلِ اینکه آدم آپ کنه میفهمه بعد میاد به شماها میگه.
بعدش خب حالا چه جوری میشه دید این کامنتا رو که گفتی؟ ال دردِ مشترک و اینا :دی
بعدش خب حالا چه جوری میشه دید این کامنتا رو که گفتی؟ ال دردِ مشترک و اینا :دی
وای نه، ما خونوادهی آبرو_داری هستیم تا حالا پامون به اینجور جاها وا نشده. ولی باشه فک کنم گولتو خوردم، شاید منم گودر_دار شم :دی
الان ینی تشکرم بکنم؟
الان ینی تشکرم بکنم؟
والا من که نمیدونم، ولی حالا که تو میگی باشه دیگه، مچّکرم و شاید حتا :دی
