Thursday, April 17, 2008

گفت-و-گو = گفتمان!؟ 

1. گاه و بی‌گاه و روز-به-روز بیش‌تر گاه و کم‌تر بی‌گاه می‌شنوم که دوستان و دیگران در صحبت‌های‌شان «گفتمان» را به‌جای «گفت-و-گو» به‌کار می‌برند؛ مثلن می‌گویند: "می‌شینیم با هم گفتمان می‌کنیم"! و اتفاقن این را نه از دهان همه‌ی قشرها، که از دهان آن‌ها که اهل مطالعه‌اند (گیرم در حد روزنامه و مجله) می‌شنوم. اما «گفتمان» به‌هیچ‌وجه برابر و حتا هم‌خانواده‌ی «گفت-و-گو» نیست.

معنای «گفت-و-گو» که روشن است (یعنی امیدوارم که باشد!)، گفتمان اما واژه‌ای نوساخته است که داریوش آشوری به عنوان برابر فارسی برای discourse پیش‌نهاد کرده و مورد پذیرش و استفاده‌ی بیش‌تر نویسنده‌گان و مترجمین هم قرار گرفته است. پیش از آنکه آشوری این برابر را برای discourse پیش‌نهاد کند، در متون فارسی از برابرهایی مانند «گفتار» (که مرحوم فروغی از آن در ترجمه‌ی رساله‌ی معروف دکارت، «گفتار در روش داه بردن عقل»، استفاده کرد) یا «سخن» (که در بسیاری متن‌ها از جمله نوشته‌های بابک احمدی استفاده می‌شد) برای این واژه استفاده می‌کردند.

خُب حالا این «گفتمان» یا همان «دیسکورس» به چه معناست؟ بابک احمدی تعریفی جامع و درعین‌حال فشرده از گفتمان دارد که در ابتدای کتاب «میشل فوکو» (شماره‌ی 2 از مجموعه‌ی نویسنده‌گان قرن بیستم فرانسه) آمده. از آن‌جایی که خودم توان این را ندارم که تعریفی درست و نظام‌مند از «گفتمان» ارایه‌کنم (که البته وقتی تعریف خوب کسی مانند احمدی موجود است، تلاش من جز تلف‌کردن وقت و انرژی فایده‌ی دیگری ندارد) عین تعریف بابک احمدی را این‌جا می‌آورم:

2. "اصطلاح discourse («گفتمان») از دهه‌ی 1960 در علوم‌انسانی، هنر، و ادبیات کاربرد وسیعی پیدا کرد. تا پایان سده‌ی نوزدم، «گفتمان» به‌معنای نظام ارایه‌ی بحث در مورد مسئله‌‌ای خاص به‌کار می‌رفت و محدوده‌ی آن تقریبن منحصر به نوشتار بود و تا حدودی به شیوه‌ی بیان (style) مربوط می‌شد. در زبان‌شناسی جدید، پس از فردینان دوسوسور، «گفتمان» به‌معنای کاربرد فردی زبان یا فعلیت‌یافتن زبان به‌کار رفت.

امروز در زبان‌شناسی انگلوساکسون، از «گفتمان» به‌عنوان «زمینه‌ی معنایی بحث» یاد می‌کنند و «گفتمان» را، هم عاملی زبان‌شناسانه و هم مرتبط به شیوه‌ی بیان شخصی می‌دانند که به نظام معنایی رشته‌ی گزاره ها شکل می‌دهد. نویسنده‌گان مکتب تحلیل گفتمان (Discourse Analysis)، برخلاف چامسکی و پیروان‌اش که اولویت را به توصیف دانش ما از نظام دستوری جمله‌ها و گزاره ها می‌دهند، برای اصل دیگری اعتبار قایل شده‌اند و آن اصل نهایی و زنده‌ای است که در هر ارتباط گفتاری و نوشتاری وجود دارد و به جمله‌ها معنا می‌بخشد. این اصل که هم به عناصر غیرزبانی (دنیای رخ‌دادها و کنش ها) و هم به قاعده‌ها و قانون‌های زبان مربوط می‌شود، «گفتمان» خوانده می‌شود.

«گفتمان» در کارهای میخائیل باختین و پیروان‌اش،‌ معنایی فرازبانی دارد. باختین تحلیل زبان‌شناسانه‌ی مستقل از واقعیت‌های عملی و اجتماعی را نادرست می‌داند. به‌گمان باختین و هم‌فکران‌اش، زمینه‌ی اجتماعی، بخش جدایی‌ناپذیر از هر ارتباط کلامی است و معنای گزاره ها از راه فهم «گفتمان»، یعنی ادراک موقعیت گوینده، افق دلالت‌های معنایی و ارزشی که گوینده در آن جای دارد و شکل‌گیری تاریخی خود زبان قابل درک است.

میشل فوکو، محدوده‌ی «گفتمان» را حتا از این هم بسیار فراتر می‌برد. به نظر فوکو، «گفتمان» نقطه‌ی تلاقی و محل گردهم‌آیی قدرت و دانش است. هر رشته‌ی خاص از دانش در هر دوره‌ی خاص تاریخی، مجموعه‌ای از قواعد و قانون‌های ایجابی و سلبی (پذیرنده و طردکننده) را دارد که معین می‌کند درباره‌ی چه چیزهایی نمی‌توان وارد بحث شد. همین قواعد و قانون‌های نانوشته -که در عین حال بر هر گفتار و نوشتاری حاکم‌اند- «گفتمان» ِ آن رشته‌ی خاص در آن دوره‌ی خاص تاریخی هستند. مجموع «گفتمان»‌ها، «نظام گفتمان» را به وجود می‌آورند و از ترکیب «نظام گفتمان» در هر دوره، «صورت‌بندی دانایی» (episteme) حاصل می‌شود. پس بررسی و تحلیل «گفتمان» در حکم بازگشت به «صورت‌بندی دانایی» ویژه‌ی هر دوره است. بازگشتی از راه بررسی تفصیلی و تبارشناسانه، یعنی از راه دست‌رسی به اسناد (یادگارهای تاریخی) آن دوره که فوکو آن را «بایگانی» (Archive) آن «صورت‌بندی دانایی» می‌نامد. به این ترتیب فوکو معتقد است که این «گفتمان» است که در هر دوره، موضوع خود را معین می‌کند و «گفتمان» است که تعیین می‌کند مؤلف پدید‌آورنده‌ی «گفتمان» باشد. کاربست‌های گفتمانی (discoursive practices) متفاوت در یک صورت‌بندی دانایی ویژه، موقعیت خاصی برای مؤلف یا ذهن اندیشنده یا سخن‌گو (سوژه) ایجاد می‌کند و «سوژه» امکان می‌یابد تا فقط به‌گونه‌ی خاص درباره‌ی چیزهایی خاص بنویسد و حرف بزند و این مطلقن به‌ معنای «بیان نظر خود» نیست. پس «گفتمان» را نمی‌توان بیان و تحقق اندیشه‌ها و حاصل آگاهی ِ «سوژه» دانست، بلکه درست برعکس، «گفتمان» تمامیتی است که در آن پراکنده‌گی و پاشیده‌گی «سوژه» آشکار می‌شود. این کاربست‌های گفتمان است که به واقعیت شکل می‌دهد و از این راه است که دانش در خدمت قدرت قرار می‌گیرد و به‌عکس هر دانشی از این راه، پیش‌فرض مناسبات قدرت را مطرح می‌کند بدان سامان می‌دهد."

بابک احمدی، شماره‌ی 2 از مجموعه‌ی «نویسندگان قرن بیستم فرانسه: میشل فوکو»، نشر ماهی

البته بابک احمدی در متن از برابر «سخن» استفاده کرده اما از آن‌جا که خود او در «کار روشن‌فکری» گفتمان را جانشین «سخن» کرده و این برابر را پذیرفته، در اینجا نیز با خیال راحت می توانیم «گفتمان» را به جای «سخن» بنشانیم.

3. این را هم در پرانتز بگویم: چه به آن‌ها که تابه‌حال آثار فوکو را نخوانده‌اند، و چه به آن‌ها که خوانده‌اند، خواندن این کتاب را پیش‌نهاد می‌کنم. مخصوصن برای کسی که تا به‌حال مواجهه‌ای با اندیشه‌ی فوکو نداشته، به‌نظرم یکسر به‌سراغ آثار خود او رفتن کار چندان درستی نیست و خواننده‌ی فارسی‌زبان بیش از این‌که اندیشه‌های فوکو را درک کند، در آن‌ها سرگردان می‌شود. این کتاب شمایی کلی از کلید‌واژه‌ها، بنیان‌های اندیشه‌ و سیر تفکر فوکو برای خواننده می‌سازد و او را کمک می‌کند تا با ذهنی بازتر به‌سراغ آثار فوکو برود.

4. برای مطالعه‌ی بیش‌تر درباره‌ی مفهوم ِ فوکویی ِ «گفتمان» رجوع کنید به:

1. نظم گفتار، میشل فوکو، باقر پرهام، نشر آگه
2. کار روشنفکری، بابک احمدی، نشر مرکز

Labels:

Bamdad 5:37 AM


دارم خواب می بینم ؟ من می تونم کامنت بزارم.......
Anonymous Anonymous, 1:45 PM
پس چرا اسمم نیومد؟؟؟؟ من مرجانم
Anonymous مرجان, 1:48 PM
خداوندا شکر.... من می تونم. بالا خره از شر این اکسپلورر مسخره خلاص شدم...
Anonymous مرجان, 1:50 PM
وااای! خدا به دادت برسه بامداد :ي
می‌کشیم ها یعنی سر این موضوع !
از استاد احمدی گفتی و ما رو بردی به زمانی که استاد درباره سینما می نوشت حالا ما مانده ایم و کتاب ها و مقالاتی که دانش از آن ها فوران می کند
با تشکر از مطلبت
درود

در مورد گفتمان آموختم .

در مورد تفاوت "گفت و گو " و "گفت و شنود" چه نظری داريد.

آيا بهتر است که به جای "گفت و گو" از " "گفت و شنود " استفاده کنيم تا فرهنگ سخن گفتن و گوش دادن را همزمان تمرين کنيم.

شاداب باشيد
invisible
November 2006 April 2007 May 2007 June 2007 July 2007 August 2007 September 2007 October 2007 November 2007 December 2007 January 2008 February 2008 March 2008 April 2008 May 2008 June 2008 July 2008 August 2008 September 2008 October 2008 November 2008 December 2008 January 2009 February 2009 March 2009 April 2009 May 2009 June 2009 July 2009
Blogger|Naazliii|