هرآنچه سخت و استوار است الکی دود نمیشود برود هوا!
«تجربهی مدرنیته» کتاب اینروزهاست. کمتر کتابی را سراغ دارم که پیوندی تا به این حد تنیده و نزدیک با این روزها داشته باشد. تورق ِ کتاب در این روزها، چشماندازهای تازهای را به روی خواننده میگشاید. میتوان از سطرها و فصلهای مختلف کتاب در نسبت با این روزهایی که گذرندهگانشان هستیم نقلقول آورد، اما این نقل ِ کوتاه تاریخی را بیش از همه مناسب این روزهای اخیر یافتم:
در سراسر سال ١٩٠٥، نخست در پترزبورگ و کمی بعد در کل روسیه، میلیونها نفر به خیابانهای شهر و میادین روستاها میرفتند تا به روشنترین وجه ممکن با استبداد مقابله کنند. در روز یکشنبهی خونین حکومت موضع خود را در برابر مردمی که در برابرش قد علم کرده بودند، کاملن روشن ساخت. طی چند ماه بعدی، میلیونها کارگر علیه استبداد دست به اعتصاب زدند -غالبن با حمایت و پشتیبانی کارفرمایان خویش که دستمزد آنان را در طول تظاهرات و مبارزات میپرداختند. در همین زمان، میلیونها تن از دهقانان زمینهایی را که روی آنها کار میکردند متصرف شدند، و خانههای اربابی را به آتش کشیدند؛ بسیاری از واحدهای ارتش و نیروی دریایی شورش کردند، که شورش در رزمناو پوتمکین بهیادماندنیترین آنها بود؛ اعضای طبقهی متوسط و صاحبان حِرَف نیز وارد عمل شدند؛ دانشجویان در حمایت از انقلاب شادمانه از کلاسها بیرون ریختند، و در همان حال اساتید در دانشگاههای خود را به روی کارگران و جنبش آنان گشودند.
با فرا رسیدن ماه اکتبر، کل امپراتوری روسیه درگیر اعتصابی عمومی شد -رخدادی که «اعتصاب عظیم و سراسری روسیه» نامیده شد. تزار نیکلا قصد داشت لشکرهای خویش را برای سرکوب قیام فراخواند؛ اما ژنرالها و وزرایش به او هشدار دادند که هیچ تضمینی برای اطاعت سربازان وجود ندارد، و حتا اگر تضمینی در کار بود، سرکوب یکصد میلیون مردم عصیانزده امری محال است. در این مقطع بود که تزار نیکلا بهناچار بیانیهی اکتبر خویش را صادر کرد، بیانیهای که آزادی بیان و تجمع را بهرسمیت میشناخت و برقراری حق رأی همهگانی، حکومت مبتنی بر مجلس نمایندهگان، و رعایت و اجرای قوانین را وعده میداد. بیانیهی اکتبر جنبش انقلابی را دچار تفرقه و آشفتهگی ساخت، و زمان و فضای لازم را برای حکومت فراهم آورد تا نقاط داغ قیام را سرکوب و خاموش کند، و استبداد را قادر ساخت تا خود را برای یک دههی دیگر حفظ کند. البته وعدههای تزار دروغ بود، اما طول میکشید تا مردم متوجه این امر شوند.
... فقط کمی پس از «روزهای آزادی» ماه اکتبر، کارگران و روشنفکران بهیکسان دچار گیجی و آشفتهگی، تردید و خودخوری شدند؛ حکومت حتا از قبل هم مرموز و معماییتر شد.
تجربهی مدرنیته / مارشال برمن / مراد فرهادپور / نشر طرح نو
در سراسر سال ١٩٠٥، نخست در پترزبورگ و کمی بعد در کل روسیه، میلیونها نفر به خیابانهای شهر و میادین روستاها میرفتند تا به روشنترین وجه ممکن با استبداد مقابله کنند. در روز یکشنبهی خونین حکومت موضع خود را در برابر مردمی که در برابرش قد علم کرده بودند، کاملن روشن ساخت. طی چند ماه بعدی، میلیونها کارگر علیه استبداد دست به اعتصاب زدند -غالبن با حمایت و پشتیبانی کارفرمایان خویش که دستمزد آنان را در طول تظاهرات و مبارزات میپرداختند. در همین زمان، میلیونها تن از دهقانان زمینهایی را که روی آنها کار میکردند متصرف شدند، و خانههای اربابی را به آتش کشیدند؛ بسیاری از واحدهای ارتش و نیروی دریایی شورش کردند، که شورش در رزمناو پوتمکین بهیادماندنیترین آنها بود؛ اعضای طبقهی متوسط و صاحبان حِرَف نیز وارد عمل شدند؛ دانشجویان در حمایت از انقلاب شادمانه از کلاسها بیرون ریختند، و در همان حال اساتید در دانشگاههای خود را به روی کارگران و جنبش آنان گشودند.
با فرا رسیدن ماه اکتبر، کل امپراتوری روسیه درگیر اعتصابی عمومی شد -رخدادی که «اعتصاب عظیم و سراسری روسیه» نامیده شد. تزار نیکلا قصد داشت لشکرهای خویش را برای سرکوب قیام فراخواند؛ اما ژنرالها و وزرایش به او هشدار دادند که هیچ تضمینی برای اطاعت سربازان وجود ندارد، و حتا اگر تضمینی در کار بود، سرکوب یکصد میلیون مردم عصیانزده امری محال است. در این مقطع بود که تزار نیکلا بهناچار بیانیهی اکتبر خویش را صادر کرد، بیانیهای که آزادی بیان و تجمع را بهرسمیت میشناخت و برقراری حق رأی همهگانی، حکومت مبتنی بر مجلس نمایندهگان، و رعایت و اجرای قوانین را وعده میداد. بیانیهی اکتبر جنبش انقلابی را دچار تفرقه و آشفتهگی ساخت، و زمان و فضای لازم را برای حکومت فراهم آورد تا نقاط داغ قیام را سرکوب و خاموش کند، و استبداد را قادر ساخت تا خود را برای یک دههی دیگر حفظ کند. البته وعدههای تزار دروغ بود، اما طول میکشید تا مردم متوجه این امر شوند.
... فقط کمی پس از «روزهای آزادی» ماه اکتبر، کارگران و روشنفکران بهیکسان دچار گیجی و آشفتهگی، تردید و خودخوری شدند؛ حکومت حتا از قبل هم مرموز و معماییتر شد.
تجربهی مدرنیته / مارشال برمن / مراد فرهادپور / نشر طرح نو
Comments 0








